
در این اندیشه بودم که با آمدن فصل سرما و آمدن زمستان و باز پوشیدن چکمه و کت برای دوباره ها فشار و تحقیر و سر کوبی روی زنان آغاز می گردد و باز پیوند چکمه و تبرج و...اما چگونه می توان فقر و فحشا و روسپیگری و قاچاق انسان را با نپوشیدن چکمه و ایجاد نکردن تبرج از میان برداشت؟!
خانه از پایبست ویران است / خواجه در فکر نقش ایوان است
روسپیگری به عنوان بخشی از صنعت سکسIndustrySEX) )وتجارت سکس(Trade Sex) یکی از پررونق ترین و پول ساز ترین صنایع و تجارت ها در جهان شده است .میلیون ها انسان در این "بیزینس"( Business) چند بیلیون دلاری سرگرم به کارند , تا آن جا که صاحبان کمپانی های ریز و درشت گرداننده این صنعت و تجارت , یعنی " پااندازها ی مدرن " و برخی از روسپی های مرد و زن در کاخ های چند میلیون دلاری , با زندگی ای اشرافی روزگار می گذرانند.
در تعریف روسپی و روسپیگری، دگرگونی چندانی پدید نیامده است . روسپیگری هنوز همان فروش تن است که روسپی های مرد و زن انجام می دهند اما هستند کسانی که بر آنند تا این تعریف را گسترش دهند. اینان می پرسند آیا " ستارگان پورنو گرافی" که سکس را ، در برابر چشم میلیون ها انسان به نمایش می گذارند و پول های کلان برای خود و کمپانی های تولید کننده می سازند , کارشان فحشا و روسپیگری نیست؟ و این کمپانی ها نوع " مدرن" پااندازی را انجام نمی دهند؟ و یا در اینکه آیا صیغه یا ازدواج موقت شرعی , پااندازی شرعی و فاحشگی نیست ؟
علل و انگیزه روی آوردن به روسپگری اساسا" کسب در آمد است, و انگیزه های جنسی در این روی آوری نقش مهمی ندارند . فاحشه ها و بخشی از پااندازان از میان فقیر ترین اقشار جامعه می آیند. بسیاری ازتن فروشان, دختران و زنان خانواده های روستایی و شهری ای هستند که فقر, اعتیاد و ناهنجاری های دیگر سامانه خانواده شان را در هم پیچیده است و آنان به اجبار به این حرفه روی می آورند.
روسپیگری از دیروز تا امروز
دکتر زرینکوب در کتاب کوچه رندان به فاحشهخانههایی در زمان حافظ اشاره میکند که: «از خرابات شیراز که "بیتالطف" خوانده میشد مبلغی بهعنوان مالیات به خزانه دولت میرسید» (زرینکوب، ص 58)
در سفرنامه ونیزیان در ایران آمده است: «زنان روسپی که در اماکن عمومی رفت و آمد میکنند نسبت به زیبایی خود مالیات میپردازند و هرقدر زیباتر باشند باید بیشتر مالیات بدهند.» (سفرنامة ونیزیان، ص 386)
جعفر شهری نیز در کتاب تهران در سده13مینویسد: «با همه سختگیریهای دولت در بستن خانههای درون شهر، هنوز خانههای بسیاری بودند که آزادانه بهکار سرگرم و از سوی کمیسریها (کلانتریها) پشتیبانی میشدند.» (شهری، ج 1، ص 470)
مرتضی راوندی در تاریخ اجتماعی ایران مینویسد: «هر وقت دولتها با شکست سیاسی یا اقتصادی روبرو میشدند و یا به سبب نیامدن باران و شیوع امراض ساریه، عدهای از قحطی یا بیماری و یا طاعون میمردند، دولت یا مردم نادان برای دلخوشی و اقناع خودشان تمام این بدبختیها را در نتیجه رواج فحشا و... میشمردند و بیدرنگ به تخریب مساکن و کشتار این گروه میپرداختند» (راوندی، ج، ص 474)
کریمخان زند در زمان قدرتیابی در شهر شیراز خارج از شهر روسپیخانهای بنا کرد که مردم آنرا «خیلخانه» مینامیدند. در رستمالتواریخ ، نویسنده «غرض از تأسیس این خرابات را گذشته از جلوگیری از فساد در شهرها، بند کردن دست و بال مردان سرکش» ذکر کرده است. (رستمالتواریخ، ص 329 تا 331) پس از کریمخان زند با روی کار آمدن زکیخان زند فاحشهخانههایی را که کریمخان ساخته بود ویران کردند. اما ساختن و تخریب این خانهها همیشه ادامه داشته است.
ناصرالدینشاه قاجار در دوره سلطنتاش دستور داد محلی را در خیابان «حاج عبدالصمد» به روسپیخانه اختصاص بدهند. اما مظفرالدین شاه اعلام کرد که نباید خانههایی بهنام «بدکارهخانه» بهرسمیت شناخته شود. در زمان پسر مظفرالدین شاه یعنی محمدعلیشاه همانکسی که مجلس را به توپ بست، دوباره فحشا آزاد شد. اما در زمان احمد شاه حکومت تغییر موضع داد و فحشا را ممنوع اعلام کرد. سیدضیاء طباطبایی نیز پس از کودتای خود این سختگیریها را شدت بخشید بهگونه ای که «حتا بیرون ماندن گوشه چشمی از زن موجب مجازات شوهر یا سرپرست او گردید و ملاقات زن و مرد و حرف و سخنشان در خیابان، اگرچه زن و شوهر، باعث تحقیق و گرفتاری» شد. سختگیریهای سیدضیاء سبب شد که در این زمان «حتی زنان عفیفه، اکثر به لج حکومتیان، به آنرو آورده، چه از رأس و رئوس مملکتشان خلاف آن شیوه مشاهده میکردند که خود سیدضیاء را در هر شب، چند زن و دختر معلومالحال نوبهنو نوازش داده و سرگرم می کنند» (شهری، ج 6، ص 298 و 299) بدینترتیب واکنش مردم از سختگیریهای سدضیاء به آنجا رسید که سرانجام او به تأسیس محلة «شهرنو» در تهران مجبور گردید.......... در دوره های بسیار کوتاهی، برخی از سلاطین ایران بهفکر اصلاح در وضع زنان روسپی افتادهاند. برای نمونه «در دورة ایلخانان در ایران... غازانخان، قدمهایی در راه اصلاح وضع آنها برداشتو مقرر شده بود که هر کنیزی که میل نداشت وارد خرابات شود، از فروش او جلوگیری شود و حکومت او را از صاحب آن مرکز میخریده و بیرون می آورده است. گذشته از آن برای این دسته از زنان بهفراخور حال و زیباییشان نرخی معین شده بود تا مغبون نگردند». (راوندی، ج 7، ص 480)
«ملاّفاطمه» که یکی از فاحشههای اهل شعر و ادب و هنر در زمان کریمخان زند بود، او در پاسخ به امام جمعه شیراز که به او گفت «از این کارهای قبیح دست بردار» فیالبداهه شعری سرود و گفت:
در کوی نیکنامی، ما را گذر ندادند
گر تو نمیپسندی، تغییر ده قضا را"(2)
پس از به آتش کشیدن شهرنو تهران و سوزاندن و اعدام تعدادی از تن فروشان و پااندازان خرده پا, که هلهله کنان و الله اکبر گویان اجساد سوخته ی آن ها را در سطح شهر گرداندند, حکومت با ریختن " آب توبه" برسر پاره ای از تن فروشان و تواب کردن برخی از پااندازان , از این جماعت در ارگان های سرکوب خود استفاده کرده و می کند.
در دستگیری ها , زندان ها و شکنجه های بیشمار زندانیان سیاسی، رد پای برخی از فاحشه ها و پاندازها و باج گیرهای" شهرنو "ها, را که به همکاری با حکومت , و شکنجه و کشتار دگراندیشان روی آورده اند, به خوبی می توان دید.
بهره برداری های مالی و جنسی:
" ...در شهرها خانههای امنی برپا شده است تا به فراریان کمک کنند. اما مسئولینی که این خانهها را اداره میکنند اغلب فاسدند و با استفاده از دختران این خانهها باندهای فحشا راه میاندازند. به عنوان مثال، رئیس پیشین دادگاه انقلاب کرج و هفت مقام ردهبالای دیگر در ارتباط با یک باند تنفروشی که از دختران 12 تا 18 سالهی خانهی امنی به نام مرکز هدایت اسلامی استفاده میکرد دستگیر شدند.قاضیای در کرج بود که در شبکهای که دختران جوان را برای فروش در خارج از کشور شناسایی میکرد فعالیت داشت. و در قم، که مرکز تعالیم اسلامی ایران است، هنگامی که یک باند تنفروشی کشف شد برخی از دستگیرشدگان آن از نهادهای حکومتی، ازجمله قوهی قضائیه بودند."
چرایی گسترش فحشا در ایران:
در ایران گسترش فحشا یکی از نتایج سیاست های اقتصادی حکومت اسلامی ست , سیاست نا کار آمد و غیر عادلانه ای که فقر ,بیکاری و بی سوادی دستاوردش بوده و هست . جنگ 8 ساله نیز در گسترش فحشا نقش ایفا کرد ,جان باختن 100ها هزار شوهر و نان آور خانواده , و بی خانمانی و آوارگی میلیونها نفر از عوامل گسترش فحشا نیز شد. هیچ کدام از نابهنجاریهای جامعه اما مانند فحشا و اعتیاد بر یکدیگر تأثیر نمی گذارند در بسیاری از موارد اعتیاد خود یا همسر عامل روسپی گری بوده و در خیلی از موارد زنان روسپی به اعتیاد پناه می بردند. از دست دادن شغل به علت مرگ سرپرست خانواده و یا ، بیماری و یا زندانی شدن او و فـقدان فردی از خانواده که هزینه ی زندگی را تأمین می کند، خانواده با ناتوانی مالی مواجه می شود و این مورد نیز می تواند زمینه را برای روسپیگری یکی از اعضای خانواده آماده کند.
ازدواج اجباری دختران با مردانی که دارای اختلاف سنی زیاد یا اختلاف فرهنگی هستند یکی از عوامل زمینه ساز فحشا می باشد. برابر با آماری 14% زنان روسپی دارای هوو بوده اند. زیاده خواهی و تنوع طلبی مردان نیز در رابطه با گسترش فحشا نقش ایفا می کند, رابطه جنسی زن و مرد در خارج از تعهدات زناشوئی برای زنان مایه سرزنش وننگ است اما برای مردان آن چنان سرزنش بار نیست این نحوۀ قضاوت دو گانه در افکار عمومی می تواند عاملی برای تنوع طلبی مردان باشد. پائین آمدن میزان ازدواج به دلیل مشکلات اقتصادی، تنگدستی، بیکاری روز افزون بزرگترین مانع برای ازدواج جوانان است که خود نیز می تواند یکی از عوامل فحشا باشد.
وجود فضای یأس و ناامیدی در میان جوانان ایران نیز در گسترش فحشا نقش بازی می کند, با میزان 60% جمعیت زیر 30 سال ایران دارای یکی از جوانترین جمعیت ها در جهان نسبت به کل جمعیت می باشد. در حالی که میزان جمعیت زیر 30 سال در آلمان 18% می باشد، جوانان ایران چشم انداز امید بخشی برای آینده ندارند، این فضای یأس و ناامیدی و سرخوردگی موجب بروز اعتیاد ,خودکشی و فحشا می شود.
تجاوز نزدیکان یا محارم نیز در ایران شایع شده است 11% از دختران روسپی توسط پدر، برادر یا دایی و عمو مورد تجاوز قرار گرفته اند. .....
از علل دیگر گسترش فحشا در ایران پدیده ی دختران فراری هستند , دخترانی که برای گریز از نابسامانی های خانوادگی و اجتماعی به سوی فحشا و " تجارت برده داری جنسی" کشیده می شوند :
" ....در سال های اخیر روند قاچاق زنان و دختران و کوچ اجباری آنها به کشورهای حاشیه خلیج فارس و بطور محدود به کشورهای اروپایی و اسیایی افزایش یافته است...........
فقها و دست آموزان شان اما همچون دیگر عرصه ها ی حیات اقتصادی , اجتماعی و فرهنگی " سوراخ دعا را گم کرده اند" ,اینان علل بروز فحشا را تساوی حقوق زن و مرد , حجاب , سینما , ماهواره , اینترنت و....می دانند.
امام خمینی , در یکی از سخنرانی هایش اظهار داشت ما با سینما مخالف نیستیم با فحشا مخالفیم.
آیت الله خلخالی , نیز گفته است :
" ...اگر در فیلمی دختری با زینت و آرایش غلیظ نمایش داده شود , منجر به اشاعه فحشا می شود..."
دیگرفقها و آیت الله ها و حجج اسلام نیز که در رابطه با علل بروز فحشا همچون", بروز و گسترش فحشا را به گردن فرهنگ غرب که از راه ماهواره و اینترنت و سینما و..... به ایران وارد می شوند, می اندازند, عواملی که احتمالا" 1400 سال پیش نیز در سرزمینی که اسلام ساخته شد , و نیز در کشورهای شرقی سبب بروز و گسترش فحشا شدند!!
فقها کار را به جایی رسانده اند که عکس های آموزشی در کتاب ها و مجلات پزشکی, و کتاب های تشریح بدن انسان , که مورد استفاده دانشجویان و پزشکان قرار می گیرد را از" مظاهر اشاعه فحشا " اعلام کرده اند , و بخش های ممنوعه را با ماژیک سیاه محجبه می کنند!, فقهایی که توضیح المسایل ها و حلیته المتقین ها و طب الکتاب هایشان سر شار از بحث ها و آموزش های " انحرافی " و " قبیحه" ی جنسی است .
در رابطه با حل مشکل فحشا نیز "راه حل" اسلامی عبور کرده از بیش از 14 سده اعمال می شود. نتیجه این راه حل های اسلامی را در ایران امروز , و با اتکا به آمار ها و خبر های حکومتی ملاحظه فرمودید , و باز ملاحظه بفرمایید
" در یک سال 4 هزار زن و دختر فراری از خانه , شناسایی شدند, ...و این رقم در شهر های مذهبی بیشتر است , ..... سن فحشا در ایران در سال 1365 , 17سال بود اما اینک با کاهشی چشمگیر به 14 سال رسیده است "
" ... بر مبنای منبعی دولتی در تهران , تعداد نوجوان روسپی635 در صد افزایش یافته است...در تهران تعداد تقریبی 84000 نفر زن و دختر در کار فحشا هستندکه بسیاری از آن ها در خیابان ها و بقیه در 250 فاحشه خانه هستند....رییس پلیس بین المللی معتقد است که امروزه تجارت بردگی جنسی یکی از پر سود ترین فعالیت ها در ایران است . ...مقامات حکومتی خود در خرید, فروش و سو استفاده ی جنسی از زنان و دختران دست دارند..." تارنمای" بازتاب" ضمن صغری کبری چیدن های رایج اش, به گشترش فحشا در جامعه اشاره دارد:
"اطلاعات و آمارهای جمعآوریشده در زمینه بزهکاریهای اجتماعی، از افزایش نگرانکننده 32 درصدی افراد دستگیرشده به اتهام تشکیل باندهای فساد و فحشا حکایت دارد. به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در پنج ماهه نخست سال جاری، بیش از 3200 نفر در کل کشور به این اتهام بازداشت شدهاند که این رقم نسبت به مدت مشابه سال قبل، 32 درصد افزایش نشان میدهد. بر پایه بررسیهای پژوهشی انجام شده از این افراد، وجود زنان مطلقه و نبود سرپناه و پشتیبانی نکردن دستگاههای متولی از آنان، عدم تمکن مالی برخی از خانوادهها و روی آوردن فرزندان و یا سرپرست خانواده به مسائل خلاف اخلاق و عفت عمومی، از عوامل رشد این بزه اجتماعی عنوان شده است. همچنین درآمدهای کاذب از قبل این پدیده، استفاده از تکنولوژی روز و بیتوجه به پیامدهای تخریبی ناشی از برنامههای ماهواره، اینترنت و فیلمهای غیرمجاز، بیکاری و روی آوردن قشر جوان به این پدیده نکوهیده، از عوامل گسترش این باندها و مراکز فساد و فحشا به شمار میرود...."
ب : راه حل اسلامی:
راه حل اسلامی شناخته شده در طول تاریخ به طور عمده دو گونه بوده است: کشتار تن فروشان , و ازدواج موقت همراه با تعدد زوجات.
1- کشتارو سوزاندن تن فروشان و " خانه های فساد"
از روز های پیش از 22 بهمن آتش زدن فاحشه خانه ها و کشتار تن فروشان و پااندازان خرده پا آغاز شد و هنوز نیز ادامه دارد...... نه فقط قاضی های شرع , باند های جنایت کاری که فتوای فقها در دست داشتند به کشتار این ستمدیدگان بی عدالتی روی آوردند. یک نمونه اش باند" شاهین عدالت اسلامی" بود که در سال 1358 شکل گرفت , اعضای این باند که " حزب الهی" بودند زنان خیابانی را می ربودند و بقتل می رساندند. اینان عمل خود را نیز اقدامی انقلابی و عادلانه برای پاک کردن جامعه اسلامی از فساد اعلام می کردند.
قتل های زنجیره ای تن فروشان نیز از دیگر وظایف اینگونه افراد بوده و هست. سال 1384 اعلام کردند 51 زن تن فروش در 5 نوع قتل زنجیره ای به قتل رسیدند."
نمونه اش جنایات " سعید حنایی" از اعضای بسیج است. این قاتل که 16تن از زنان تن فروش را به قتل رسانده بود در گفت وگویی گفت: ".. اگر دستگیر نمی شدم 150 زن خیابانی دیگر را می کشتم " , این جانی نه تنها از کرده خود پشیمان نبود بلکه باعث افتخار خود و خانواده اش می دانست .برخی از فقها نیز تلاش کردند این جنایات را که به " قتل های عنکبوتی" معروف شده بودند را توجیه شرعی کنند. محسن رهامی , استاد حقوق و وکیل دعاوی نوشت : "... یکی از روزنامه های محافظه کار عمل سعید عسکر را به عنوان مبارزه با تفکر شوم و پلید و عمل سعید حنایی را به عنوان مبارزه برای از بین بردن افراد پلید قلمداد کرده است..." این دست فقها البته با چنین توجیه هایی جنایات " محفل کرمان" را ماستما لی شرعی کردند.
این دست برخورد های غیر انسانی حتی از سوی زنانی که نماینده مجلس اسلامی اند نیز تبلیغ و طرح شده است:
یکی از همین زنان عشرت شایق است , این نایب رئیس فراکسیون زنان راه حل مبارزه با فساد و فحشا و بخصوص مسأله ساماندهی به وضعیت زنان خیابانی را چنین مطرح کرده است: "در خصوص زنان خیابانی خلاء قانونی نداریم و اگر ١٠ نفر از زنان خیابانی اعدام شوند، دیگر زن خیابانی نخواهیم داشت. "
2- راه حل دوم حکومت اسلامی برای حل معضل فحشا , راه حل " تاریخی " صیغه , تعدد زوجات و " شهر نو" های اسلامی یا " خانه های عفاف " است. راه حل هایی که حتا برخی از حکومتی یان نیز شرمگینانه به نا کارایی و بیهودگی اش اشاره دارند :
" ....سن ازدواج برای مردان (18ـ65 سال) و سن ازدواج برای زنان (18ـ55 سال)، تعداد مردان واجد شرایط ازدواج کمتر از بیست میلیون نفر و تعداد زنان در دامنه مذکور، کمتر از پانزده میلیون نفر هستند و در صورتی که از میان این جمعیت، زنان متأهل کسر شوند، تعداد دوشیزگان یا زنان بیوه و مطلقه که امکان ازدواج موقت را دارا باشند، کمتر از 3میلیون نفر است، در صورتی که این تعداد برای مردان، حدود 20میلیون نفر است.
بنا بر اطلاعات مرکز آمار ایران بر پایه سرشماری سال 1385، تعداد زنان و مردان بین 20 تا 60 سال، حدود 37 میلیون نفر میباشد که از این تعداد، حدود 7/1 میلیون نفر را زنان مجرد ازدواجنکرده و حدود 5/1 نفر را زنان مجرد مطلقه یا بیوه تشکیل میدهند که از این تعداد نیز کمتر از یک میلیون نفر در سن پنجاه سال به بالا قرار دارند. به عبارتی دیگر، مجموع تعداد زنان مجرد بین 20 تا 50 سال که جامعه هدف ازدواج موقت را تشکیل میدهند، اندکی بیش از دو میلیون نفر است در حالی که بر پایه همین آمار، تعداد مردان مجرد 20 تا 65 سال، حدود 5/4 میلیون نفر و با احتساب
مردان متأهل بین 20 تا 65 سالی که جامعه هدف مردان به شمار میروند، به حدود 21 میلیون نفر میرسد. بنابراین، نخستین مانع در ایده ازدواج موقت به عنوان راهحل فراگیر حل معضلات جنسی جامعه، عدم تناسب جامعه هدف در میان مردان و زنان است........
در کنار برخی راهحلهای اداری همچون محدود کردن ازدواج موقت مردان متأهل، که به نظر نمیرسد اجرای آن ممکن باشد، برخی دیدگاهها نیز بر کاهش مدت یا حذف عده از ازدواج موقت اشاره دارد. بنا بر این دیدگاهها که گفته میشود برخی مجتهدان نیز تأمل بر مبانی آن را آغاز کردهاند، فلسفه عده در اسلام، جلوگیری از اختلاط نسلهاست و با توجه به آنکه امروزه با انجام پیشرفتهای علمی، امکان جلوگیری از بارداریهای ناخواسته ایجاد شده است، میتوان این روشها را جایگزین عده؛ یعنی زمان ممنوعیت ازدواج یک زن پس از جدایی وی از همسر قبلی، کرد. به نظر میرسد تنها در صورت به نتیجه رسیدن این بحث، موضوعی که تحت عنوان خانههای عفاف مطرح شده و از نگاه برخی «فحشای اسلامی»! نام گرفته، قابل اجراست...............
هرچند بررسی دلایل موافقان و مخالفان این دیدگاه، موضوعی فقهی و حقوقی است و افزون بر لزوم بررسی آن از سوی فقها و مجتهدان، به دلیل پیامدهای عملی آن در جامعه، باید از دید حقوقی نیز به آن نگریسته شود، به نظر میرسد حل این موضوع، یکی از مقدمات طرح ازدواج موقت به عنوان پدیدهای اجتماعی برای حل معضلات جنسی است.
راهحل دوم که در این میان طرح شده، استفاده از حکم ازدواج موقت به عنوان راهی برای ایجاد نامزدی شرعی است. سنت غربی که به تدریج در ایران فراگیر میشود، مبنی بر نامزدی و نوعی دوستی بین دختران و پسران در آستانه ازدواج است که میتواند پیامدهای ناهنجار اخلاقی، دینی و حتی اجتماعی را بر جای گذارد و خانوادهها را با چالش روبهرو سازد. در این میان، مدافعان طرح ازدواج موقت، این حکم شرعی را روشی برای مجاز کردن دوستیهای مذکور و ایجاد نامزدی شرعی برمیشمارند که به دلیل مجاز کردن ارتباط دختر و پسر و محدود کردن بخشی از روابط جنسی، میتواند آثار مفیدی داشته باشد. البته منتقدان آن نیز عدم امکان تحدید اینگونه روابط و امکان جایگزینی آن به جای ازدواج را که به بالاتر رفتن سن ازدواج فعلی نیز میانجامد و همچنین پیامدهای اجتماعی آن از قبیل بارداریهای گسترده ناخواسته و اختلاف خانوادگی را از جمله معایب ترویج این طرح برمیشمارند.
.... به نظر میرسد طرح این ایده، نوعی پاک کردن صورت مسئله مشکلات ازدواج جوانان باشد. تسهیل در ازدواج جوانان که چند سال پیش با طرح ازدواجهای ساده و دانشجویی رونق گرفت، به دلیل کمتوجهی مسئولان یا عدم توفیق کامل آنان در حل مشکلات مسکن ارزانقیمت برای زوجهای جوان و ارایه تسهیلات و امکانات مراسم ازدواج، به حاشیه رفته و رویکرد به طرحهای جایگزین، به معنای در حاشیه ماندن طرح مذکور است.
از سوی دیگر، سادهاندیشی است که وجه فساد اخلاقی در میان بخشی از جوانان را با چنین طرحهایی برطرف نمود، چراکه تقید دینی در برخی از این امور، در حیطه حریم خصوصی افراد قرار دارد و بسیاری از مبتلایان به فساد اخلاقی و جنسی، اصولا تقیدی به مسائل شرعی ندارند که بتوان مشکل آنان را با چنین طرحهایی برطرف کرد......"
".....بنیادگرایان حاکم دربارهی موضع رسمیشان در مورد تجارت سکس نظرات متفاوتی دارند: یا آن را حاشا و پنهان میکنند و یا آن را به رسمیت میشناسند و به آن کمک میکنند. در سال 2002 یکی از گزارشگران بیبیسی به خاطر عکس گرفتن از روسپیها از ایران اخراج شد. مسئولین به او گفتند ”تو را اخراج میکنیم … چون از فاحشهها عکس گرفتهای. این انعکاس واقعی زندگی در جمهوری اسلامی ما نیست. ما فاحشه نداریم.“ بااینحال، کمی پیش از آن در همان سال، مسئولین بخش اجتماعی وزارت کشور به رسمیت شناختن فاحشگی را به عنوان شیوهای برای ساماندهی آن و کنترل شیوع HIV پیشنهاد کردند. آنان طرحی را پیشنهاد کردند که فاحشهخانههایی به نام ”خانهی اخلاق“ ایجاد شود و در آنها از ازدواج موقت سنتی (صیغه) استفاده شود که طبق آن زن و مرد میتوانند برای مدت زمان کوتاهی، حتی یک ساعت، ازدواج کنند تا فحشا راحتتر انجام شود. ایدئولوژی و روالهای بنیادگرایان اسلامی آنجا که کنترل کردن زنان و مورد استفاده قرار دادن آنان در میان باشد به خوبی قابل تطبیق اند.
به جای فقر زدایی وتدوین و اجرای قوانین عادلانه اجتماعی و اقتصادی و " ایجاد نظام تامین اجتماعی و ساختار های حمایت کننده و گونه هایی از اتحادیه های باز پروری و کاریابی...و نگاهی آسیب شناسانه وبهداشتی به فحشا" , با آتش زدن فاحشه خانه ها و کشتار فاحشه ها و پا اندازان خرده پا , و راه حل های عهد بوقی به جنگ این پدیده رفته است, و با خیال اینکه با پوشاندن چادر و گذاشتن حجاب شرعی بر سر فحشا می تواند آن را لاپوشانی کند جز پراکندن و گسترش فحشا و پیامد های اش- نه تنها در سرتاسر ایران حتی در سراسر جهان و به ویژه در میان کشور های همسایه اش - کار دیگری نکرده است.
سی سال تجربه نشان داده است که با مفسد فی الارض خواندن قربانیان بی عدالتی های اقتصادی و اجتماعی , و کشتار آنان هیچ لکه ننگی پاک نخواهد شد.این تجربه سی ساله بار دیگر نشان می دهد که اگر مفسد فی الارضی در ارض وجود داشته باشد , که دارد , حکومت ها و حکومتی یانی هستند که عامل بروز فحشا می باشند.
تعداد دقیق قربانیان این تجارت ناممکن است، اما بر مبنای منبعی دولتی در تهران، تعداد نوجوانان روسپی 635 درصد افزایش یافته است. بزرگی این آمار بیانگر سرعت رشد این سوءاستفاده است. در تهران تعداد تقریبی 84000 نفر زن و دختر در کار فحشا هستند که بسیاری از آنان در خیابانها و بقیه در 250 فاحشهخانهای هستند که بنا بر گزارشها در شهر دایرند. این تجارت بینالمللی نیز هست: هزاران زن و دختر ایرانی به بازارهای بردهداری جنسی خارج از کشور فروخته شدهاند.
رئیس پلیس بینالمللی ایران معتقد است که امروزه تجارت بردگی جنسی یکی از پرسودترین فعالیتها در ایران است. بسیاری از این دختران از مناطق روستایی مجروم میآیند. اعتیاد به مواد مخدر به طور اپیدمیک در سرتاسر ایران شیوع یافته است و برخی از والدین معتاد فرزندان خود را می فروشند تا مواد مخدر مورد نیاز خود را تآمین کنند. میزان بالای بیکاری که برای جوانان 15 تا 29 ساله 28 درصد و برای زنان 15 تا 20 ساله 43 درصد است عاملی جدی در گرایش جوانان بیقرار به پذیرش پیشنهادهای کاری توام با ریسک است. تاجران برده از هر موقعیتی که در آن زنان و کودکان آسیبپذیر میشوند بهره میبرند. مثلاً به دنبال زمینلرزهی اخیر بم، دختران یتیم را ربوده و به بازار بردهی شناخته شدهای در تهران که محل ملاقاتهای تاجران بردهی ایرانی و خارجی است بردند.
مقصدهای معروف قربانیان تجارت برده کشورهای عرب خلیج فارساند. به گفتهی رئیس دادگستری استان تهران، قاچاقچیها دختران 13 تا 17 ساله را هدف قرار میدهند تا به کشورهای عربی بفرستند، هرچند که گزارشهایی از دختران 8 و 10 ساله نیز وجود دارد. یکی از این باندها پس از فرار دختر 18 سالهای از زیرزمینی که در آن گروهی دختر را برای ارسال به قطر، کویت و امارات نگاهداشته بودند کشف شد. تعداد زنان و دخترانی که از کشورهای خلیج فارس اخراج میشوند نشاندهندهی بزرگی این تجارت است.
پلیس تعدای باند فحشا و برده فروشی را که مقرشان در تهران بود کشف کرده است که دختران را به فرانسه، انگلستان، و ترکیه نیز فروختهاند. شبکهای که در ترکیه بود زنان و دختران قاچاق شده را میخرید، برایشان گذرنامههای جعلی تهیه میکرد و آنان را به کشورهای اروپایی و عربی خلیج فارس می فرستاد. در یک مورد دختر 16 سالهای به ترکیه قاچاق شده و سپس به مبلغ 20 هزار دلار به مرد 58 سالهای با ملیت اروپایی فروخته شده بود.
در استان خراسان واقع در شمال شرقی ایران، بنا به گزارش پلیس محلی دختران به عنوان بردهی جنسی به مردان پاکستانی فروخته میشوند. مردان پاکستانی با این دختران، که بین 12 تا 20 سال سن دارند، ازدواج میکنند و سپس آنها را به فاجشهخانههای پاکستان که ”خرابات“ نامیده میشوند میفروشند. شبکهای به دام افتاد که با خانوادههای فقیر اطراف مشهد تماس میگرفت و برای ازدواج دخترانشان پیشنهاد قیمت میداد. سپس دختران از طریق افغانستان به پاکستان برده میشدند تا به فاجشهخانهها فروخته شوند. در استان مرزی سیستان و بلوچستان واقع در جنوب شرقی ایران بنا به گزارشها هزاران دختر ایرانی به مردان افغانی فروخته شدهاند. مقصد نهایی آنان نامعلوم است.
یکی از عواملی که به افزایش فحشا و تجارت بردهداری جنسی کمک میکند فرار دختران نوجوان از خانه است. این دختران برعلیه محدودیتهای بنیادگرایانهای که بر آزادیشان تحمیل شده است، بدرفتاری در خانه، و اعتیاد والدین عصیان میکنند. شوربختانه، در پروازشان به سوی آزادی، مورد بدرفتاری و بهره برداری بیشتری قرار میگیرند. نود درصد دخترانی که از خانه میگریزند کارشان به روسپیگری میکشد. در نتیجهی این گونه فرارها، تنها در تهران در حدود 25 هزار بچهی خیابانی وجود دارد که بیشترشان دخترند. پااندازها کودکان خیابانی، فراریان و دخترمدرسهایهای آسیبپذیر را در پارکهای شهر شکار میکنند. در یک مورد زنی دستگیر شد که دختران ایرانی را به مردان کشورهای خلیج فارس میفروخت؛ چهار سال بود که دختران فراری را شکار میکرد و میفروخت. او حتی دختر خود را به قیمت 11 هزار دلار فروخته بود
بیوگرافی استاد امین تارخ